سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

370

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

امام كاظم عليه السّلام به سبب ظلم و ستم شديدى كه متحمل شد ، از جايگاه رفيعى نزد شيعيان برخوردار است . البته با آن‌كه مدت امامت آن حضرت از 35 سال تجاوز كرد ، از نظر علمى به درجه پدرش ، امام جعفر صادق عليه السّلام نرسيد . شيعه ، سبب اين امر را ظلم و ستم‌هايى مىداند كه بر آن حضرت وارد آمد ؛ چرا كه او يا در زندان عباسيان يا در زندانى بود كه از ترس عباسيان ، براى خويش ايجاد كرده و از مردم فاصله گرفته بود ، به گونه‌اى كه راوى ، در استناد حديث به ايشان اسمش را به صراحت نمىآورد و ما نام صريح آن حضرت را به سبب شدت تقيّه در ايام وى ، در احاديث كم مىبينيم . در هر حال ، امام موسى بن جعفر عليه السّلام طريقه پدرانش را در دورى از سياست و رياست ، در پيش گرفت . « 1 » و « 2 » از دوران امام موسى كاظم عليه السّلام امامت وارد مرحلهء سرّى و عبادى خود شد و دور فقهى آن به پايان رسيد ، به گونه‌اى كه ما فقه خاصى را از موسى بن جعفر عليه السّلام سراغ نداريم ؛ هم‌چنان كه از ايشان نقشى در كلام و عقايد اماميه نشنيده‌ايم . « 3 »

--> ( 1 ) . سلوك امام در طريقهء علم و عبادت ، همچون اجداد گرامىاش منبعث از شرايط سياسى عصر ايشان بود . قيام شهيد فخ و جنبش يحيى و ادريس علاوه بر تحليل توان علويان ، فشار و اختناق سياسى عباسيان عليه علويان ، بخصوص امام را به شدت افزايش داد . امام نيز با رعايت تقيّه سعى داشتند زعامت و اداره شيعيان را به احسن وجه انجام دهند و با دورى از حركت‌ها و قيام‌هاى شتاب‌زده ، كه ويژگى زيديان بود ، جامعه شيعى اماميه را كه با مجاهدت‌هاى پدرانش نضج و گسترش يافته بود ، حفظ و هدايت كند . روشن است كه امام ، رياست دنيوى اجتماع مسلمانان را حق خود ، و خليفه عباسى هم عصر خود را غاصب حق خود مىپنداشتند . در روايتى كه عياشى و شيخ مفيد آن را نقل كرده‌اند آمده است : زمانى كه امام را به پيش هارون بردند ، امام دنيا را مايه آرامش خاطر شيعيان ، و صاحب آن را امام شيعيان دانسته است . ( ر . ك : الاختصاص ص 262 ) و در حديثى معروف ، صفوان بن مهران جمّال ، شيعه خود را ، از اجاره دادن شترانش به هارون به شدت منع مىكند و به او مىگويد : « فمن احب بقائهم فهو منهم و من كان منهم كان و ردّ النار . . . » ( ر . ك : رجال الكشى ، ص 441 ) كه شاهدى بر غاصب بودن خلفا و قايل بودن امام به حق خود در رهبرى سياسى امت مىباشد . ( ر . ك . رسول جعفريان ، حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ، ص 391 و 406 ) ( مترجم ) ( 2 ) . احمد صبحى ، نظرية الامامة ، ص 385 . ( 3 ) . نشار ، نشأة الفكر الفلسفى فى الاسلام ، ج 2 ، ص 281 .